قالب وبلاگ

اندیشه ها، چشمه امید فردا
تارنامه جامع

10 داستان موفقیت شغلی الهامبخش

1. کریس زین، Zane’s Cycles

کریس زین در کسب و کار تجربه است. چه در فروشگاه دوچرخه اش در کانکتیکات دوچرخه بفروشد، چه برای برنامه های جایزه های شرکتی، سفارش پر کند، می داند که هدف یک کسب و کار موفق چیزی بیش از فروش جنس است. زین 46 ساله، در 12 سالگی شروع به تعمیر دوچرخه در گاراژ منزل والدین خود در کانکتیکات نمود. در 16 سالگی او والدینش را قانع کرد که اجازه دهند یک فروشگاه دوچرخه اجاره کند و همچنین از پدربزرگش 23000 دلار با بهره 15 درصد قرض نمود. وقتی صبح ها او به مدرسه می رفت، مادرش فروشگاه را می گرداند. در سال اول، او 56000 دلار از فروش ها بدست آورد. امسال او انتظار دارد که 21 میلیون دلار درآمد داشته باشد.

Chris-Zane-pan_8647.jpg (575×270)


2. لیان وینتراب و شانان اسوانسون، برند Tasty

با وسواسی که این روزها برای خواندن برچسب های مواد اولیه ارگانیک محصولات وجود دارد، مسلماً چندین برند غذای بچه ارگانیک وجود دارد. به همین دلیل است که وقتی لیان وینتراب و شانان اسوانسون، دو دوست لوس آنجلسی، شروع به تولید پوره های ارگانیک برای بچه های خود نمودند، باورشان نمی شد که چقدر گزینه های کمی در فروشگاه ها برای غذای ارگانیک بچه وجود دارد. بنابراین وینتراب 42 ساله، گزارشگر محلی تلویزیون و اسوانسون 38 ساله، سرآشپز حرفه ای در یکی از رستوران های ولفگانگ پاک الهام گرفتند تا برندی از غذاهای ارگانیک درست کنند. کمپانی آنها امسال انتظار دارد فروشش به 2.5 میلیون دلار برسد.



3. جرج ولاگوس، Oak Street Bootmakers

وقتی جرج ولاگوس دبیرستانی بود، پدرش پوتین ساز بود و به او اجازه می داد که روزهای تعطیل به مغازه آنها در شیکاگو برود و کفش ها را برق بیندازد. جان ولاگوس که یک مهاجر یونانی بود، امیدوار بود که به پسرش نشان بدهد که چقدر کار دست سخت است و او باید شغل دیگری پیدا کند. ولی این فکر او مؤثر نبود. جرج در نهایت به حرفه خانوادگی شان بازگشت و تصمیم گرفت برای خودش کفش طراحی کند. در حال حاضر برای خریدن کفش دست دوز از او باید 6 هفته صبر کنید. او می گوید: «باورم نمی شه که مردم تو خیابونای نیویورک، شیکاگو و کشورهای دیگه با کفش هایی که من طراحی کردم راه میرن!»


4. لیمور فراید، Adafruit Industries

لیمور که مدرک کارشناسی ارشد خود در رشته مهندسی برق و علم کامپیوتر را از دانشگاه MIT گرفته است شرکت صنایع ادافروت را هدایت می کند. این شرکت کیت های الکترونیکی دست ساز می فروشد. او با طراحی این کیت ها، مردم را تشویق به استفاده از دانش می کند و ابداع و اختراع را تشویق می کند. فراید شرکت خود را در سال 2005 با 10 هزار دلار تأسیس کرد که این پول را برای هزینه های تحصیلش کنار گذاشته بود. او حالا با 150 تا 200 سفارشی که در روز دارد از هر یک از آنها چندین هزار دلار درمی آورد و هزینه های تحصیلش را می پردازد.


5. کنی لائو و دیوید وبر، Rickshaw Dumpling

کنی لائو و دیوید وبر در سال 2002 وقتی که در دانشکده تجارت دانشگاه نیویورک دانشجو بودند ملاقات کردند و با هم آشنا شدند. آنها نیروهایشان را یکی کردند تا مفهوم ریکشاو را در سال 2004 وارد رقابت های تجارتی کنند. آنها اولین فروشگاه خود را در سال 2005 باز کردند و بعداً فروشگاه های دیگری نیز باز کردند. تقریباً داشتند ورشکست می شدند که تصمیم گرفتند با اتومبیل خوراکی خود را بفروشند و موفقیت آنها آنی بود. از پولی که از فروش خیابانی بدست آوردند توانستند کارشان را گسترش دهند و حالا 70 کارمند دارند و امیدوارند امسال درآمدشان دوبرابر شود.


6. محصولات غذایی عمده ارین بیکر

در سال 1994، ارین بیکر شروع به پختن کلوچه های صبحانه سالم نمود. سپس از یک خریدار الهام گرفت و توانست کار خود را گسترش دهد و کارمندانش را از دو نفر به 100 نفر افزایش دهد. سپس با کم شدن 60 درصد از تولیدش متوجه شد که باید محصولات جدیدی به محصولاتش اضافه کند. او فهمید که با پختن کلوچه های رژیمی می تواند موفق شود.


7. اسکات هریسون، charity: water

اسکات هریسون از اینکه چیزهایی مثل خمیر دندان تبلیغاتی بهتر از اهداف نجات زندگی دارند خوشش نمی آمد. او فکر می کرد می تواند چیزهای دیگری را نیز تغییر دهد. بنابر این او در 30 سالگی یک خیریه تأسیس کرد که آب شرب و تمیز را به کشورهای در حال توسعه منتقل می کرد. یکی از اهداف او این بود که برندسازی اش کاملاً درست و جذاب باشد. او وقتی 28 سالش بود، به اروگوئه سفر کرده بود و از اینکه هر چیزی می خواست مانند همسر مدل، ساعت رولکس و اتومبیل بی ام دبلیو، در اختیار داشت، احساس بدی داشت. او تا به امروز 3962 پروژه آبرسانی را تأمین بودجه کرده است و برای 1794983 نفر در 19 کشور دنیا، آب شرب و تمیز فراهم کرده است. هدف فعلی او گردآوری 2 میلیارد دلار برای کمک به 100 میلیون نفر دار 10 سال آینده است.


8. جیسون توئز و داستین کوپال، GasBuddy.com

جیسون و داستین احساس نیاز به مکانی داشتند که به مردم کمک کند ارزان ترین بنزین محلی را پیدا کنند و بنابراین در ژوئن 2000 وبسایت GasBuddy.com را تأسیس کردند. در آن زمان توئز به عنوان برنامه نویس کامپیوتر کار می کرد و کوپال چشم پزشک بود. این دو شریک در دهه بعدی وبسایت خود را توسعه دادند و رانندگان را تشویق به وارد شدن به سایتشان و اعلام قیمت های خود نمودند. در سال 2009 آنها به برنامه های تلفن همراه روی آوردند. بنابراین در سال بعد برنامه های خود را برای اندروید و iOS معرفی نمودند و فوراً محبوب شدند. امروز برنامه آنها 6 میلیون بار دانلود شده است و وبسایت آنها بسیار شلوغ است.


9. اورن بلوستین، Oren’s Daily Roast Coffee and Tea

اورن بلوستین بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه پنسیلوانیا به نیویورک سیتی نقل مکان کرد و در خیابان پنجم شغلی پیدا کرد. سال 1979 بود و بلوستین 23 سالش بود و بسیار فقیر بود. او می خواست شغلی داشته باشد که مجبور نباشد به 15 نفر بله قربان بگوید. بنابراین استعفا داد و در سال 1986 Oren's Daily Roast را تأسیس کرد. با 50 هزار دلار هدیه از سوی والدینش و 30 هزار دلار پس اندازش و یک وام 25 هزار دلاری، او اولین فروشگاه 400 فوت مربعی خود را در خیابان اول منهتن باز کرد. 25 سال بعد، کسب و کار او تبدیل به غول 10 میلیون دلاری شد.


10. جوانا میزلز، Snip-its

وقتی جوانا میزلز پسرش بن که حالا 20 ساله است را برای اولین کوتاهی مو به آرایشگاه برد، دوست داشت برایش خاص باشد. بنابراین با خودش یک دوربین فیلمبرداری برد و از کوتاهی موی پسرش فیلم گرفت تا به والدینش نشان دهد. او از این کار خود ایده گرفت تا جایی را برای بچه ها باز کند که تجربه اولین کوتاهی مو برای آنها جذاب شود. Snip-its حالا بزرگترین سالن آرایشگاه آمریکا است که فقط بر کوتاهی موی بچه ها متمرکز است و 63 شعبه دارد و می خواهد در انگلستان هم شعبه بزند.

[ پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392 ] [ 11:11 ] [ مجتبی یدالهی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

" اندیشه ای جوشیده از چشمه امید برای بهسازی ایران فرداست. "

لینک دوستان
پيوندهای روزانه